حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
38
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
از سپاه قريش با خالد بن الوليد بود كه بعدها اسلام آورد و از مشاهير سرداران اسلام گرديد . غزوهء خندق بعد از شكست احد جمعى از مسلمين مرتدّ گشته بقريش پيوستند و يهود مخصوصا ايشانرا بر خلاف رسول اللّه برمىانگيختند و مسلمين براى سركوبى اين مخالفين در بقيهء سال سوم و سال چهارم هجرت بسه غزوهء كم اهميت با يهود و اتباع ابو سفيان مجبور شدند كه از آن جمله يكى غزوهاى بود در محل بدر با قريش در شعبان سال چهارم كه آن را غزوهء ثانى بدر يا غزوهء بدر صغرى مىگويند . در شوال اين سال بمسلمين خبر رسيد كه جمعيت مهمى از قريش به قصد حملهء بمدينه در حركتند . چون عدهء مسلمين بسيار كم بود سخت پريشان شدند تا آنكه يكى از تازه مسلمانان ايرانى يعنى سلمان فارسى مسلمين را بكندن خندق بر گرد مدينه آشنا كرد و ايشان باشارهء او در فاصلهء 12 الى 14 روز بر دور مدينه خندقى ساختند و مهياى جلوگيرى از حملهء قريش نشستند . قريش با اينكه از جهت عدد بر مسلمين افزونى داشتند قادر بعبور از خندق نشدند و از تير و سنگهاى پرتابى ايشان نيز آزارى بلشكر اسلام نرسيد عاقبت طرفين تصميم بجنگ تنبتن گرفتند و چند تن از دو گروه براى اين مبارزه قدم بميدان گذاشتند و از آن جمله بودند عمرو بن عبدودّ از طرف كفار و علىّ بن ابى طالب از جانب مسلمين علىّ بن ابى طالب خصم خود را كشت و قريش مجبور بتقاضاى صلح شدند و ابو سفيان و اتباع او ببازگشت بمكّه مجبور گرديدند . فتح خندق مقام متزلزل مسلمين را به خوبى تثبيت كرد چه علاوه بر كشيده شدن انتقام شكست احد قريش را ملزم نمود كه از اين تاريخ ببعد ديگر متعرض مسلمينى كه از مدينه بمكّه براى حجّ يا براى تجارت بيمن ميروند نشوند و بقبول اين شكست سياسى تن دردهند . همين امر مقدمهء بروز اضطراب در صف قريش و الحاق بسيارى از كفار بجمعيت مسلمين گرديد .